هدف از این تحقیق بررسی پرخاشگری و دیدگاه های مرتبط با آن با فرمت docx در قالب 63 صفحه ورد بصورت کامل و جامع و با قابلیت ویرایش می باشد

 

 

 

فهرست مطالب

تعریف پرخاشگری

انواع پرخاشگری

پرخاشگری پیدا و پنهان

پرخاشگری پیش کنشی و واکنشی

پرخاشگری ابزاری و خصمانه

پرخاشگری عاطفی وتجاوزگرانه

پرخاشگری دفاعی و مجرمانه

دیدگاه های نظری در مورد پرخاشگری

دیدگاه روانکاوی

دیدگاه یادگیری

دیدگاه عقلانی-هیجانی

دیدگاه جامعه شناسی

دیدگاه ذاتی و غریزی

دیدگاه موقعیتی

دیدگاه انگیزشی

راههای کنترل پرخاشگری

مؤلفه های مزاج

سطح فعالیت

قابلیت پیش بینی

نزدیک شدن یاکناره گیری ااز محرک جدید

سازش پذیری

شدت بیان خلق

ثبات فراخنای توجه

حواسپرتی 

آستانه حسی

رویکردهای نظری به تعامل والد-فرزند

منابع

 

 

 

بوشمن و آندرسون (2002) اصطلاح پرخاشگری را به عنوان یک رفتار هدفمند که به قصد آسیب زدن به دیگران صورت می گیرد تعریف کرده اند (به نقل از رجب پور و همکاران، 1391). در حالی که پرخاشگری به طور تاریخی به دو بخش تقسیم شده است؛ یا تکانشی و واکنشی بوده و با خشم (خصومت) راه اندازی می شود و یا عمدی و فعال بوده و به وسیله ی یک هدف (نوعاً محسوس) برای آسیب رساندن به دیگران (وسیله ای) فراخوانده می شود. اخیراً مطرح شده که این دو بخشی در نظر گرفتن پرخاشگری دیگر سودمند نیست و ممکن است پیشرفت بازداری، در تحقیقات مرتبط با پرخاشگری، اطلاعاتی به دست دهند مبنی بر اینکه این فرضیه برای توجه به اعمال پرخاشگرانه با چندین انگیزه با مشکل مواجه شده و این فرضیه به وسیله ی دو بخشی کردن فرایند اطلاعات به صورت کنترل خودکار مورد تردید واقع شود (بوشمن و اندرسون، 2001).

 

 

 

سالها پژوهش های مربوط به پرخاشگری بر پرخاشگری آشکار متمرکز بود که عبارت است از رفتارهای خصمانه همراه با زدن، هل دادن، پرتاب کردن اشیا و یا به شکل کلامی و خصمانه نظیر ناسزاگویی، تهدید کلامی و داد و فریاد، که به طور مستقیم موجب آزار دیگران می شود (زی ، فارمر و کرنز، 2003) و ممکن است نسبت به حیوانات نیز بروز کند (هلپرین، مک کی، نیوکورن، 2002). تحقیقات در زمینه پرخاشگری غیر مستقیم با مطالعه ی فشباخ (1969، به نقل از آرچر، 2001) آغاز شد که محدودیت تحقیقات در مورد پرخاشگری کودکان را مورد انتقاد قرار داد، زیرا اطلاعات کافی در مورد تفاوت دخترها و پسرها در زمینه ی پرخاشگری غیر مستقیم وجود نداشت. پس از آن لاجرسپیتز، بژور، کویست و پلتونن (1998) واژه ی پرخاشگری غیر مستقیم را جهت تعریف رفتار کودکانی به کار بردند که به طور عمد سایر کودکان را از گروه طرد و منزوی می کردند. پژوهشگران دیگری نظیر کرنز، نیکرمت، فرگوسن و جریپی (1988) نیز این رفتارها را با عنوان پرخاشگری اجتماعی و کریک و گروتپیتر (1995) با عنوان پرخاشگری رابطه ای و مستقل از پرخاشگری آشکار و به صورت دستکاری روابط اجتماعی، رقابت بین افراد، طرد و منزوی کردن دیگری تعریف کردند، که نهایتاً موجب آزاد و صدمه به دیگران می شود. پژوهش ها حاکی از آن است که نشخوار ذهنی یا مرور وقایع، خشم و پرخاشگری را به شدت افزایش می دهد. این افزایش گاهی نه در رفتارهای فیزیکی بلکه در رفتارهی کلامی بروز می کند (بوردرز، ارلیواین و جاجوادی، 2009).